آیا نسل حاضر در مطالعه و خواندن به بن بست رسیده است ؟

//آیا نسل حاضر در مطالعه و خواندن به بن بست رسیده است ؟

آیا نسل حاضر در مطالعه و خواندن به بن بست رسیده است ؟

احمد شعبانی 
 نایب رئیس انجمن ارتقای کتابخانه های عمومی ایران، عضو هیأت علمی گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه اصفهان 

روز بیست و چهارم آبان ماه در تقویم کشور به نام « روز کتاب و کتابخوانی » نامگذاری شده ، هدف از این مقصود لابد اعتلاء و ارج به کتاب ، کتابخوانی، خواندن، و مطالعه بوده ؛ به نحوی که دولت و کارگزاران دولتی از  فعالیت های ناشران ، کتابداران ، و خوانندگان در عرصه مزبور تجلیل به عمل آورند ؛ و برنامه ریزی های معمول و راهبردی خود را برای اهل فرهنگ توضیح داده و تشریح نمایند. شاید در بطن مسائل موجود ، وظیفه ی مزبور از منظر حاکمان دولتی در لابلای سخنان و نوشته های رسانه ای انعکاس یابد، زیرا سرمایه گذاری های مالی گسترده ای در این خصوص تدارک یافته ، چنانچه بودجه های مضاعفی در زمینه ی تربیت کتابدار در حوزه ی آموزش عالی ، پشتیبانی های وسیعی در توسعه و گسترش کتابخانه های عمومی، حمایت بی دریغ در توجه به کاغذ موجود در بازار نشر ، و توزیع مالی فراوانی در باب حضور کتابداران کتابخانه ملی در کنگره ها و سمینارهای بین المللی انجام پذیرفته ؛ و این جدا از تشکیل نمایشگاه های بین المللی ، منطقه ای ، و استانی در سطح کشور است. در مقابل، هر چند انتقادات وسیعی به شیوه تعلیم و تربیت دانش آموزان بیان شده و حتی ریاست جمهور محترم در سال جاری طالب بازنگری متون درسی در مقطع ابتدایی و متوسطه شده ، اما سطح انتظار برای دست اندرکاران اجرایی و عامه ی مردم از اجرای برنامه های مزبور این بوده که نتایج در خور این اقدامات در چارچوب توسعه و رشد مطالعه و کتابخوانی بازخورد مثبت خود را نشان دهد ؛ بر این قرار شاید به قسمی این سطح موضوعی است که توقعات بی بدیلی را در عرصه ی فرهنگ تحقق بخشد. اما چرا همچنان داده ها و آمارهای موجود مبین سمت وسویی ناامید کننده از میزان مطالعه در کشور است، در حالی که موضوع سینما و رشد فرهنگ بصری بعد از انقلاب اسلامی چشم انداز توفیق برانگیزی را برای مردم و عامه فراهم آورد، و ورزش به منزله موضوع سرگرمی شور فراخوری را در بین اهل جامعه تسری بخشید، لیکن منظر مطالعه و خواندن به قسمی چالش های نامطلوبی را در بین اقشار عامه ی اهل فکر و اندیشه بازتاب داده، در حالی که به نحو طبیعی ، توجه تمامی دولت های بعد از انقلاب به کتاب و کتابخوانی با تأکید جدی بر گسترش سیاست گذاری ویژه ای معطوف بوده است . چنانچه به برخی دوره های پیشین نشر و چاپ و انتشارات در کشور توجه شود در دهه ی چهل شمسی چاپ « کتاب هفته » با تیراژ ۱۵۰۰۰ نسخه بر دکه ی مطبوعات و قفسه های کتابفروشی ها سرازیر می شد و یا در همان دهه بیان و برآورد شده که شمار انبوهی از ترجمان ادبیات کلاسیک از زبان های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، و روسی با تیراژی بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ نسخه در دسترس عموم قرار می گرفت.
این چالش که چرا نسل جاری کمتر به کتاب و کتابخوانی علاقه داشته موضوعی است که فکر و اندیشه و گفتگوهای بسیاری از دست اندرکاران فرهنگ و اهل دانش را برانگیخته و همواره جای سخن داشته است. به نحو طبیعی کارکرد دو گانه ی ورود صنعت به جوامع را باید برای عامه ی مردمی در دو محور « آموزش» و « سرگرمی » برشمرد و این انتظار مبتنی بر اعتلاء اهل اجتماع موضوعی عادی در این راستا تلقی می شود؛ اما کندی عملکرد نسل های جاری در طول این چند دهه نسبت به خواندن و مطالعه ناشی از چه سنخی بوده؛ آیا تحول در جامعه ی کاغذی و رویکرد به نشر الکتریکی ، سستی آموزش و پرورش در توجه به شیوه های تدریس، فقدان ساختارهای فرهنگی با عنایت به رشد جمعیت در دهه های شصت هجری به بعد، آسیب های نهاد خانواده اعم از جنبه های سیاسی و اجتماعی با توجه به زنان سرپرست خانوار ، و سهولت دسترسی به خواسته های نامشروع نوجوان و جوانان نیست که نسل های جاری را در خواندن به بن بست در مطالعه سوق داده و ما نسبت به قالب این حوزه بی تفاوت از کنار آن عبور کرده و موضوع را به یکی دو سازمان اجتماعی منتسب می کنیم؟
به هر روی این شیوه از نگاه به خواندن به توسط این نسل به مرور و به تدریج نوعی تنبلی فکر به بار آورده و بسیار طبیعی است که در دهه های آتی ظهور استادان برجسته را در حوزه های ادبی، هنری، و فرهنگی تحت تأثیر قرار خواهد داد، و تعامل همگانی را در ارتقاء مردم سالاری با چالش  مواجه می سازد.

۱۳۹۷-۱۰-۱۱ ۱۳:۵۹:۴۲ +۰۳:۳۰آبان ۲۳ام, ۱۳۹۷|یادداشت‌ها|۰ Comments

Leave A Comment