کتابخانه های عمومی و خدمات حیاتی به جامعه: همکاری و پیشگیری به جای تولی گری انحصاری و درمان

//کتابخانه های عمومی و خدمات حیاتی به جامعه: همکاری و پیشگیری به جای تولی گری انحصاری و درمان

کتابخانه های عمومی و خدمات حیاتی به جامعه: همکاری و پیشگیری به جای تولی گری انحصاری و درمان

مقدمه
ایران ما کشوری با ۸۲ میلیون جمعیت همانند هر کشور در حال توسعه دیگری در معرض مشکلات عدیده قرار دارد که هر از چندگاهی به شکل های مختلف رخ می نماید و بخشی از کشور را به خود مشغول می کند و توان ملی برای رشد شتابان و متوازن را به چالش می کشد. هرچند برای رفع هرکدام از مشکلات، متولی قانونی تعیین شده است، اما واقعیت این است که مشکلات مبتلابه همیشه ریشه در یک عامل ندارند. بلکه عوامل بسیار زیادی در شکل گیری آنها دخالت دارد. به همین منوال، حل و رفع آنها نیز در گرو توجه دقیق به عوامل متنوع شکل دهنده یا تشدید کننده ای است که به صورت طبیعی از عهده یک ارگان یا یک نهاد خارج است. مشکلاتی مانند بیکاری، بیماری های خاص، اعتیاد، آلودگی هوا، تغییرات اقلیمی، محیط زیست، بحران های خانواده و غیره از جنس نارسایی هایی هستند که عوامل شکل دهنده یا تشدید کننده آنها ماهیت چندعاملی دارند. به عبارت دیگر، در شیوع آنها تنها یک عامل دخالت ندارد بلکه مجموعه ای عوامل دست در دست هم می دهند تا مثلا یک نفر معتاد می شود، یا تغییرات اقلیمی به وقوع می پیوندد. نکته دیگر، به هم پیوستگی این مشکلات است که در جریان هم کنش مداوم با یکدیگر مسائل و مشکلات دیگری را به وجود می آورند. مثلا آلودگی هوا موجب شکل گیری بیماری های مختلف می شود یا بیکاری موجب شیوع ناهنجاری های اجتماعی و روانی می شود و قص علیهذا. اما سوال اصلی این است که چالش جدی کجاست و پاسخ مناسب کجاست؟

مشکل اصلی رویکرد ما نسبت به مشکل و راه های حل آن است.

در رویارویی با این مشکلات در سطح ملی دو مساله جدی رویکردی به چشم می خورد. اولین مساله و نارسایی به نوع نگاه به این مشکلات و راه حل پیشنهادی برای آنها بر می گردد. عمدتاً، حل مشکلات این چنینی به عهده متولیان رسمی گذاشته می شود و مشارکت عمومی در سطح فردی و سازمانی نادیده گرفته می شود. مثلا بحران بیکاری را همه انتظار دارند «وزارت کار، رفاه و تامین اجتماعی» رفع کند یا مساله بیماری ها به «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» مربوط می شود و آن وزارتخانه باید به تنهایی مشکلات پیش رو را رفع و رجوع نماید. نتیجه چنین نگاهی «انزوای روزافزون نهادهای متولی» و «گم گشتگی آنها» در گردباد مشکلات و «انتظارات متراکم و روزافزون عمومی» است که همگان در مقامِ خواهان، منتظر پاسخ نهادهای متولی هستند و از هر فرصتی برای نقد وضع موجود استفاده می کنند. به همین دلیل در اماکن عمومی، شبکه های اجتماعی، وسائط نقلیه عمومی و غیره مردم به ناگاه به دنبال نقد رویه های موجود پرداخته و در نهایت هم به کار خود مشغول می شوند. این درحالی است که چنانچه جمع سپاری کارها و مشارکت عمومی و همکاری چندجانبه (تقسیم کار متعامل) به معنای واقعی در دستور کار قرار گیرد، همگان خود را در مقابل نارسایی ها مسول خواهند دانست و در نهایت، به جای نقد به ارائه پیشنهاد و مهم تر از آن مشارکت عملی در رفع مشکل خواهند پرداخت. در نتیجه چنین رویکردی، دیگر مردم و نهادهای خدمت به عنوان دو موجودیت جداگانه و مستقل در نظر گرفته نخواهد شد بلکه انسجام اجتماعی در قالب ساختارهای اجتماعی شکل خواهد گرفت.

دومی مساله و نارسایی به رویکرد درمانی مربوط می شود. در رویکرد درمان، بیشترین تمرکز بر حل مساله بعد از شکل گیری آن معطوف می شود. مثلا معضل بیکاری شایع می شود، سپس ما به دنبال کاهش بیکاری می رویم و سیاست های آب و تاب دار زیادی برای رفع معضل بیکاری تدوین و به اجرا می گذاریم. به عبارتی دیگر، منابعی که باید برای ایجاد اشتغال اختصاص می یافت، به رفع بیکاری اختصاص می یابد ولی معمولا به نتیجه ای مطلوب منجر نمی شود. مثال های از این دست بسیار زیاد است که هم در سطح نهادهای اجرایی و هم در سطح زندگی شخصی به وفور به چشم می خورند. چنانچه علاج واقعه قبل از وقوع انجام شود، قاعدتا از یک سو، هزینه های درمان ایجاد نخواهد شد، از سوی دیگر، با هزینه بسیار کمتر، پیشگیریِ اثربخش ایجاد خواهد شد.

اطلاعات نقش تعیین کننده ای در ایجاد همکاری و نهادینه سازی فرهنگ پیشگیری دارد.

اطلاعات و دانایی اکسیری است که ماهیت آن با «پیش آگاهی و پیشگیری» و «همکاری و هم افزایی» گره خورده است. فرد دانا، کاری نمی کند که بعداً پشیمانی به بار بیاورد، فرد دانا، کاری را که انجام آن جز به همکاری عمومی نیست، به تنهایی بر دوش نمی کشد. فرد دانا، تخصیص منابع را به موقع و به شیوه ای اثربخش انجام می دهد. برای اینکه مساله خیلی فرازمینی و نظری باقی نماند می خواهم در این زمینه مقداری مصداقی صحبت کنم. سازوکارهایی که برای رفع مشکلات در نظر گرفته می شود، عمدتاً، در نبود اطلاعات مناسب به صورت جزیره ای انجام می شود. افراد سیاستگذار و تصمیم گیر، از آنجایی که به اطلاعات مناسب در زمینه بازیگران گوناگون و توانمندی های آنها برای حل مشکل دسترسی ندارند، به همین دلیل، بدون اینکه بازیگران جدی را در بازی حل مساله دخالت دهند، سیاست هایی را تدوین و به اجرا می گذارند و نتیجه این کار جز شکست یا انجام ناقص ماموریت نخواهد بود. پیامد نامناسب تر این است که بازیگران نادیده انگاشته شده هم بنا بر وظیفه و مسولیت خود، بعضاً، راساً، کارها و اقداماتی را برای حل همان مساله مورد نظر شروع می کنند که دوباره به تکرار مکررات دچار شده و به همان منول متولیان اصلی، با شکست یا انجام ناقص ماموریت دچار می شوند. به همین دلیل است که فرهنگ همکاری میان نهادها و بین نهادها و مردم شکل نمی گیرد.

در حوزه پیشگیری هم، قصه شباهت زیادی به قضیه همکاری دارد. ایجاد دسترسی به اطلاعات در بین عموم مردم می تواند قدرت پیشگیری جمعی را افزایش دهد. مثلا با اطلاع رسانی و آگاه سازی به موقع می توان از شکل گیری بسیاری از بحران های اجتماعی جلوگیری کرد. پاسخ قریب به یقین مشکلاتی که جامعه و افراد با آن مواجه می شوند، به صورت علمی و دقیق در قالب تحقیقات دانشگاهی شناسایی و فرمول بندی شده است. اما انتقال این اطلاعات به استفاده کننده نهایی معمولا نزدیک به صفر است. دانشگاه ها و دانشمندان، مشارکتی در عمومی سازی یافته های خود ندارند و اصولا سیاستی برای این کار وجود ندارد. با وجود اینکه راه حل جلوگیری از بحران های اجتماعی، محیط زیستی، فردی و غیره در گزارش های تحقیقات و مجامع دانشگاهی وجود دارد، اما اشاعه آن به مخاطبان واقعی نادیده گرفته می شود.
کتابخانه های عمومی قابلیت فعال سازی به عنوان تسهیل گران نهادینه سازی فرهنگ همکاری و پیشگیری در جامعه را دارند.

کتابخانه های عمومی در طول سالیان در سطح کشور به مثابه سرمایه گذاری ملی با هزینه کرد منابع مالی، انسانی و علمی شکل گرفته اند. اکنون هزاران کتابخانه در سطح کشور در حال فعالیت هستند. منابع علمی بسیار زیادی در کتابخانه ها فراهم شده است، هزاران نیروی آموزش دیده و با تجربه در سطح کتابخانه های عمومی در حال خدمت هستند. به لحاظ تنوع کتابخانه ها و گستره جغرافیایی به جرات می توان گفت که کمتر ارگان یا شرکتی می تواند شعبه هایی به تعداد کتابخانه های عمومی در شهرها، روستاها و محلات کشور داشته باشد. وجود سه عامل «منابع علمی»، «نیروی انسانی توانمند» و «اماکن فیزیکی» عوامل کلیدی موفقیت جدی به حساب می آیند. سازمان هایی مانند «مدیریت بحران»، «ستاد مبارزه با مواد مخدر»، «وزارتخانه های ارشاد»، «بهداشت درمان و آموزش پزشکی»، «وزارت کار، رفاه و امور اجتماعی»، «وزارت صنعت، معدن و تجارت»، «نیروی انتظامی» و سایر ارگان هایی که با عموم مردم سروکار دارند و به دنبال افزایش رفاه یا کاهش بلایا و مدیریت بحران های طبیعی و اجتماعی هستند، می توانند از این پتانسیل بالا در راستای ایجاد هم افزایی و قابلیت پیشگیری استفاده کنند.

آزادسازی پتانسیل کتابخانه های عمومی برای «پیشگیری از معضلات اجتماعی» و «حل مشکلات پیش روی ملی» نیازمند تغییر نگاه مدیران و دست اندرکاران نهادهای سیاستگذاری و اجرا به نقش اطلاعات در افزایش ضریب موفقیت اقدامات اجرایی است.

برای اینکه پتانسیل موجود در هزاران کتابخانه عمومی به صورت جدی و موثر در خدمت رشد و توسعه کشور قرار گیرد، لازم است نهادهای اجرایی به کتابخانه ها نه به عنوان انبار کتاب بلکه به عنوان سازمان پویای آگاهی بخشی نگاه کنند و نهادهای قانونگذار هم هزینه کرد در کتابخانه های عمومی را به عنوان سرمایه گذری درازمدت اثربخش و ضروری در نظر بگیرند. از سوی دیگر، لازم است، اولاً، نهادهای اجرایی، رویکرد تولی گری انحصاری مسائل و مشکلاتی را که ریشه های چندگانه و راه حل های جمعی دارند، کنار بگذارند و به جمع سپاری امور توجه جدی داشته باشند. دوماً، اطلاعات و آگاهی به عنوان بخش پایه، لاینفک و لازم اقدامات اجرایی در نظر گرفته شود. در صورتی که چنین رویکری حاصل شود، نظام کتابخانه های عمومی کشور می تواند به حل مشکلات اجتماعی و فردی در سطح ملی کمک کند. فراموش نکنیم، نادیده انگاری نقش نهادهای اطلاعات محور مانند کتابخانه های عمومی بلااستفاده گذاشتن نهادهایی است که از پتانسیل بالایی برای پیشگیری از مشکلات جدی کشور دارند.

انجمن ارتقای کتابخانه های عمومی ایران برای تسهیل گیری جهت استفاده از پتانسیل کتابخانه های عمومی در پیشگیری از مسائل ملی تلاش می کند.

انجمن ارتقای کتابخانه های عمومی ایران، با تکیه بر پتانسیل «کتابخانه های عمومی» و «توانمندی و صلاحیت کتابداران شریف»، به عنوان یک نهاد علمی از طریق ایجاد و توسعه ارتباطات با تمامی نهادهای دست اندرکار ملی به دنبال توسعه هم افزایی مبتنی بر دانش در سطح ملی است. نگاه انجمن به مسائل مبتلابه، نگاهی چندجانبه و منبعث از منافع ملی است که در قالب آن بهره وری حداکثری از منابع ملی و ارجحیت پیشگیری بر درمان از اولویت بسیار بالایی برخوردار است.

 

والسلام علیکم
دکتر محمد حسن زاده
دانشیار دانشگاه تربیت مدرس و رئیس انجمن ارتقای کتابخانه های عمومی ایران

۱۳۹۸/۰۳/۰۲

 

۱۳۹۸-۳-۲ ۲۰:۳۰:۰۶ +۰۴:۳۰خرداد ۲ام, ۱۳۹۸|یادداشت‌ها|۰ Comments

Leave A Comment