چرا سانسور از دیدگاه کانت دهشتناک است؟

//چرا سانسور از دیدگاه کانت دهشتناک است؟

چرا سانسور از دیدگاه کانت دهشتناک است؟

احمد شعبانی
عضو هیأت علمی گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه اصفهان

 

کتابدارانی که با موضوع مجموعه، مجموعه‌سازی، و کاربر در تماس بوده؛ همواره بر این فرایند تأکید دارند که بسیاری از مراجعین متونی را طلب می‌کنند که هیچ وقت در مجموعه کتابخانه جایگاهی نداشته و جایگاهی پیدا نمی‌کند. این مطلب مسئله‌ای قدیمی است که نه فقط مراجعین بلکه بسیاری از عالمان با آن رویاروی بوده، رنج برده و در حقیقت از ترس نسبت به نشر اندیشه لطمه‌های جبران‌ناپذیری احساس کرده‌اند. از آن جمله فیلسوف پرآوازه آلمانی کانت در قرن هجدهم میلادی است که ضمن نگارش اثر پر اهمیت «نقد عقل محض» نسبت به موضوع اخلاق و آزادی حساسیت داشت و در واقع به مشکل اخلاق عمومی و فردی توجه وافر ابراز کرد و ارزش‌های اخلاقی را به حوزه‌ی عقل محض محدود کرد و البته خوانندگانی که با متون نامبرده آشنایی دارند، به وضوح از دشواری استدلال و نوشتارهای صعب این فیلسوف در کنکاش موضوعات شناخت و فلسفه آگاهی دارند.
در حدود سال‌های ۱۷۸۴ میلادی، یعنی آن دوره که فرانسه در تب و تاب انقلاب خود می‌سوخت، فریدریش کبیر پادشاه والامقام پروس اجازه داد تا آزادیِ گفتمانِ علمی در مجامع به منزله‌ی پایه‌ای از مباحث بوده و اظهارات عالمان را با روی باز می‌پذیرفت؛ بر این قرار کانت دو رساله‌ی مهم به قلم آورد: « ایده یک تاریخ عمومی از دیدگاه جهان وطنی» و «روشن رأیی چیست؟»، که برخی مترجمین آن را به «روشنفکری چیست؟» نیز برگردانده‌اند. به مرور کانت در این سال‌ها فعالیت علمی و قلمی داشت و در حقیقت فهرستی از کارهای وی در شروح احوال نامبرده ضبط است. اما حادثه‌ی مهم به یکی دو سال متعاقب باز می‌گردد که جانشین این پادشاه والامرتبه یعنی فریدریش ویلهلم دوم، که مردی متعصب و کوته‌نظر بود دستور بر نظارت دولتی افکار و نوشته‌ها را صادر کرد و در شکل رایج کلام متقاضی سانسور مطالب شد، به ویژه که کانت اعتقاد داشت نمی‌توان برهانی علمی برای جاودانی روان و آزادی آن با وجود باری‌تعالی داشت، موضوعی که بر اخلاق و شیوه‌ی فکری وی سیطره داشت و در حقیقت نوعی تهدید به اخلاق و دین رسمی تلقی می‌شد، پس زیر فشار شدیدی قرار گرفت، و در نتیجه چاپ دوم کتاب «نقد عقل محض» ( ۱۷۸۷) را با بیانی ملایم و نرم به رشته تحریر آورد. کانت این نظر را که محدودیت عقل موجب امکان ایمان است، در آثار خود با این حوزه آشتی می‌دهد که ناچار بوده دانش را از این جایگاه دور سازد تا جا برای ایمان باز شود.

با وقوع انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ میلادی، حکومت پروس به اعمال شدید سانسور متمایل شد و در مجموع آثار جدید این فیلسوف با واکنش تند و رسمی دولتی مواجه شد؛ به ویژه اینکه در کتاب «دین در حدود عقل محض» به این حوزه پای فشرد که تاریخ مسیحیت را به منزله‌ی بیان تاریخی مفهوم اخلاقی لحاظ کرد و مسیحیت را مرحله‌ای دانست که انسان باید آن را در نوردد و از آن بگذرد. طبیعی بود که چنین دیدگاهی با نقد ارباب کلیسا مواجه شده و دین را در کفه‌ی الحاد قرار می‌داد. بر چنین مبنایی مقامات دولتی فشار بی‌حد و اندازه‌ای را بر این فیلسوف اندیشمند جاری ساخته و وی ترجیح داد تا در این خصوص سکوت پیشه کند و خاموش بماند؛ تا اینکه آنچه را نوشته است، نفی کند. طبیعی است با مرگ فریدریش ویلهلم دوم در سال ۱۷۹۷ میلادی، کانت این فرصت را به‌دست آورد تا مجادله‌های خود را در سال‌های پس از قرن هجدهم بازنویسی کند، و قبل از مرگ در سال ۱۸۰۴ میلادی آرمان‌های فلسفی خود را در باب عقل و اخلاق بیان کند. بر این قرار، سانسور سال‌های وحشتناک در عصر کانت موجب شد تا این فیلسوف روشن‌ضمیر از روشن‌رأیی خود پا عقب نگذارد؛ چنانچه این تبلور برای تمامی مردمی که بینش فرهنگی دارند باید با زمانه مورد سنجش قرار گرفته و فقدان آزادی سخن و آزادی اندیشه به مطالبات اجتماعی در نهادهای دولتی منتهی شود. بدیهی است فریدریش کبیر لطمه‌ای جبران‌ناپذیر را بر محدودیت فکر در سیاستگذاران پروس فراهم آورد؛ ولی کانت داناتر از آن بود که حوادث سیاسی را بر آثار خود به منزله‌ی الزامی رسمی تلقی نماید.

در مرور زمان، آثار متنوعی ممکن است منتشر شود که از سوی بسیاری افراد با انتقادات چالش‌برانگیزی مواجه شود؛ یکی از وظایف کتابداران کتابخانه‌های عمومی، حفظ آزادی اندیشه و تعهد نسبت به مقاومت در برابر سانسور است. سانسور مجموعه قوانینی است که از سوی برخی عناصر دولتی، گروه‌ها و یا افراد به منظور محدودیت جریان اطلاعات و اندیشه مورد بهره‌جویی قرار می‌گیرد؛ چه‌بسا گمان می‌رود برخی مطالب از جهات سیاسی، اجتماعی و اخلاقی مطالب اهانت‌آمیزی را انتقال دهند. بسیاری از نهادهای کتابداری در این عرصه سعی داشته حمایت‌های مفیدی را از کتابخانه‌ها و زایش اندیشه دنبال کنند، چرا که حمایت از جریان آزاد اندیشه و اطلاعات به سلامت جامعه منتهی خواهد شد، اندیشه‌هایی که بدون محدودسازی تبلور نشر داشته باشد، حق عامه‌ی مردم تلقی می شود. این مباحث در حوزۀ کتابداری از قرن بیستم شدت زایدالوصفی گرفت، اینکه ارزش اساسی آزادی اندیشه برای کتابداران جنبه‌های متفاوتی را پدید می‌آورد، موضوعاتی دوگانه است، آیا کتابدار باید به تسهیل در عرصه‌ی منابع خدمت نماید، یا دسترسی به منابع را مورد انکار قرار دهد. «رابین» در اثر خود موسوم به «مبانی علوم کتابداری و اطلاع رسانی» بیان داشته: تردیدهای اندکی از نامطلوب‌بودنِ محدودسازیِ فراهم‌آوری منابع وجود دارد، لیکن توجیه سانسور به منزله‌ی موضوعات اهانت‌آمیز، منابع دارای محتوای خشونت‌آمیز، زبان نامناسب و حتی جنبه‌های گمراه‌کننده از مواردی است که بعضاً به توجیه این عملکرد می‌پردازد.

نحوه استناد به این صفحه:

شعبانی،‌احمد (۱۳۹۸ مهر، ۲۲). چرا سانسور از دیدگاه کانت دهشتناک است؟ [یادداشت وب سایت]. بازیابی شده از http://ipla.ir/?p=1871

۱۳۹۸-۷-۲۲ ۱۰:۰۷:۲۶ +۰۳:۳۰مهر ۲۲ام, ۱۳۹۸|یادداشت‌ها|۳ Comments

۳ نظر

  1. زهره میرحسینی مهر ۲۵, ۱۳۹۸ at ۱۱:۰۱ ب.ظ - Reply

    تحلیل آقای دکتر شعبانی از دیدگاه کانت به خوبی ضرورت حفظ آزادی اندیشه و تعهد کتابداران به مقاومت در برابر سانسور را نشان می دهد. یکی از شعارهای ایفلا نیز حمایت از جریان آزاد اطلاعات است. لذا برای حفظ سلامت جامعه آزادی گفتمان علمی در محیط کتابخانه های عمومی ضروری به نظر می رسد. پس مانند کانت از روشن رأیی پا عقب نکشیم, هر چند در ملاکهای انتخاب منابع پرهیز از ترویج خشونت, زبان نامناسب و جنبه های گمراه کننده را مد نظر قرار می دهیم.

  2. احمد شعبانی مهر ۲۸, ۱۳۹۸ at ۷:۰۶ ب.ظ - Reply

    با احترام از آرایه نظر مطبوع سرکار عالی سپاسگزاری میکنم.امیدوارم دوستان بزرگوار ،بر چنین مواردی تامل نموده و آرا خود را در معرض تعامل قرار دهند. احمد شعبانی

  3. سجاد شمسی پور مهر ۳۰, ۱۳۹۸ at ۹:۲۶ ق.ظ - Reply

    نظر آقای دکتر شعبانی درباره دیدگاه کانت نشان دهنده عدم وابستگی اصل علم به سیاست ، اقتصاد و نظام سرمایه داری ، گروه ها ، اندیشه ها و تمام تملک های بشریت است ، علم می آفریند و سانسورپذیر نیست ، ماهیت علم می شکافد و تغییرپذیر است ، علم دنبال رونده ی هیچ چیزی نیست بلکه این تمام آرا و اندیشه ها هستند که به دنبال علم هستند در نهایت سانسور فقط پوشاندن صورت مسئله است و مسئله همچنان باقی است.

درج نظر