پویش‌های مردمی، راهی اثربخش برای ترویج کتابخوانی در ایران و بایسته‌های کتابخانه‌های عمومی

//پویش‌های مردمی، راهی اثربخش برای ترویج کتابخوانی در ایران و بایسته‌های کتابخانه‌های عمومی

پویش‌های مردمی، راهی اثربخش برای ترویج کتابخوانی در ایران و بایسته‌های کتابخانه‌های عمومی

دکتر محمد حسن زاده
دانشیار دانشگاه تربیت مدرس و رئیس انجمن علمی ارتقای کتابخانه‌های عمومی ایران

مقدمه
چند روز پیش، در جلسه‌ای که بعداً گزارش آن را خواهم نوشت، حضور داشتم با فردی آشنا شدم که بیش از ۱۰ سال است در حوزه توسعه کتابخوانی فعالیت می‌کند. شبکه‌ای حدوداً ۵۰ نفره تشکیل داده و توانسته است بیش از ۸۷۰۰ نفر را گردهم آورده و به صورت مداوم و هفتگی (به مدت ۱۰ سال) جمع خوانی کتاب را در موضوعات گوناگون و با همکاری سازمان‌های مختلف به اجرا بگذارد. ایشان به اندازه ای با حرارت اما متواضعانه از کارهای انجام شده در طول این ده سال صحبت می‌کرد که من لذت بردم. تجربیات حضور در مدارس، سازمان‌ها، ایجاد دنیایی لذت بخش برای افراد گوشه نشین و آشنا کردن افراد با یکدیگر و دنیای بزرگ تر به واسطه کتاب بسیار شنیدنی بود. سه نکته برای من از این هم نشینی جالب بود: اولی، قدرت تاثیر خواندن کتاب، دومی، قدرت اجتماع مردم و سومی، کم کاری ارگان‌های رسمی.
خواندن، در کانون توجه
واقعاً از کارهایی که ایشان کرده بود و صحبت می‌کرد، احساس بسیار خوبی داشتم، زمانی که نوبت به صحبت من رسید، صحبتم را با این مضمون آغاز کردم: سه فاکتور اصلی وجود دارد که ترویج خواندن را در ایران آسان می‌کند: اولی، شروع کتاب مقدس آسمانی ما با امر به خواندن (اقْرَأْ) است. چنانچه این پیام را به عنوان پیامی برای آینده در نظر بگیریم، همه ما امر به خواندن شده‌ایم. دوم، مسولان عالی کشور در عالی ترین سطح و به کرّات بر اهمیت کتابخوانی تاکید می‌کنند. سوم، افراد دلسوز و دغدغه مند فراوانی وجود دارند که با تمسک به نیروهای داوطلب و مردمی کارهایی بزرگ انجام داده‌اند. لذا دلیلی برای رخوت در برنامه‌های ترویج کتابخوانی وجود ندارد و به همین دلیل، وضعیت خواندن در ایران باید بسیار بهتر از وضعیت کنونی باشد.
نکته‌ای که در آنجا مورد تاکید قرار دادم، تمسّک به کارهای مردمی است. دلیل اصلی من برای تاکید بر نیروهای مردمی، ناتوانی مفرط سازوکارهای رسمی در تحقق امر کتابخوانی است. سازوکارهای رسمی تاکنون با وجود هزینه کردهای قابل ملاحظه، برونداد جدی نداشته است. هرچند برای نخواندن دلایل بسیار زیادی شمرده می‌شود، اما یکی از دلایل بسیار مهم نخواندن، رسمی سازی این امر فردی- اجتماعی است. مثلاً استدلال می شود که، مردم با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند و وقت خواندن ندارند. چنین استدلالی از ریشه نادرست است، چون خواندن صرفا برای اوقات فراغت و یا لذت نیست. خیلی از مواقع خواندن اکسیر حل مشکلات است. چنانچه خواندن، نهادینه شود و به عنوان یک جعبه ابزار برای رشد و شکوفایی فردی و جمعی در اختیار آحاد مردم جامعه قرار بگیرد، آن موقع، مردم به سمت خواندن خواهند رفت، نه اینکه نهادهای رسمی و غیر رسمی به دنبال کتابخوان کردن مردم باشند. هزینه هایی که مردم برای امور غیر ضرور انجام می‌دهند، در مقابل هزینه های احتمالی برای خواندن (از جمله خرید کتاب و غیره) بسیار ناچیز است. لذا ریشه گرایش به خواندن را باید در متن جامعه و نیاز برخاسته از خودِ مردم جستجو کرد.
کارآیی در مقابل اثربخشی
تجربه نشان داده است که ساختارهای رسمی با توجه به ماهیت آنها و ایجاب ماموریت ها و انتظارات، به دنبال ارائه گزارش و بیلان کار هستند تا بتوانند، مثلاً در سال مالی بعدی، بودجه بیشتری را به دست بیاورند و یا اینکه به عنوان گزارش عملکرد مالی، کارهای انجام شده را با بودجه مصرف شده، ارتباط داده و گزارش کنند. البته همه این کار لازم و ضروری است، ولی نکته اصلی اینجاست که برخی مواقع، تاکید بیش از اندازه بر این سطح از رسمیت (لازم در سطح سازمان) در بهترین حالت، موجب تاکید بیشتر بر انجام درست کارها می شود نه انجام کارِ درست. این نقطه دقیقا جایی است که کارآیی در مقابل اثربخشی قرار می گیرد. سازمان های رسمی بیشتر به دنبال نمایش کارآیی هستند و به همین دلیل، اثربخشی مغفول واقع می شود.
پویش‌های مردمی و تاکید بر اثربخشی
در مقابل، پویش های مردمی معمولاً به اثربخشی تاکید دارند و تلاش در راستای اثربخشی، کارآیی را نیز به دنبال می آورد. پویش های مردمی معمولاً با عشق و علاقه افراد داوطلب شکل می گیرد. افراد علاقه مند، نسبت به کاری که انجام می دهند، عشق می ورزند و تمام امکانات خود را در طَبَق اخلاص می گذارند و از همه توانمندی های خود برای موفقیت اقدام و ابتکار خود استفاده می کنند. بهره گیری از پویش های مردمی در امر توسعه کتابخوانی به شکل گیری فرهنگ کتابخوانی کمک خواهد کرد. این در حالی است که سپردن این امر به مراکز و نهادهای رسمی، موجب شکل گیری فرایندها، روال ها، قواعد، قوانین و مقررات کتابخوانی خواهد شد. اما نباید از نظر دور داشت که خواندن در نهایت یک امرِ فردی است و چنانچه فرد به صورت واقعی به سودمندیِ خواندن در زندگی خود پی نبرد، تلاش های رسمی راه به جایی نخواهد برد.
کتابخانه های عمومی می توانند از ظرفیت های موجود در سازمان های مردم نهاد (سمن)، گروه های داوطلب، مشاهیر فرهنگ دوست، توانمندی های خیرین برای توسعه و نهادینه سازی فرهنگ خواندن در کشور استفاده کنند. البته بدون حضور کتابخانه های عمومی نیز، افراد داوطلب و علاقه مند کار خود را به انجام خواهند رساند، اما چالش اصلی اینجاست که در نبود ارتباط بین کتابخانه های عمومی با کانون های توسعه فرهنگ خواندن، کتابخانه ها تاثیر گذاری خود را از دست خواهند داد. حیات اجتماعی کتابخانه ها در گرو ارتباط حسنه آنها با بازیگران حوزه کتاب، خواندن، فرهنگ، دانایی و غیره است. پویش های مردمیِ خواندن یکی از بازیگران بالقوه در این حوزه تلقی می شوند.
بایدها و نبایدها
همکاری کتابخانه های عمومی با پویش های مردمی و حرکت های داوطلبانه مرتبط با توسعه فرهنگ خواندن نیازمند بایدها و نبایدهایی است که به برخی از آنها اشاره می شود:
۱٫ کتابخانه های عمومی باید به دنبال ایجاد ارتباط با پویش های مردمی باشند و در انتظار حضور آنها در کتابخانه ننشینند.
۲٫ کتابخانه های عمومی باید بسترهای لازم برای حضور افراد از گروه های مختلف اجتماعی در محل کتابخانه برای پیگیری امور مربوط به پویش های مردمی را فراهم کنند.
۳٫ کتابداران کتابخانه های عمومی از اعضای فعال پویش های مردمی کتابخوانی جامعه پیرامونی خود باشند و از اعضای خود برای پیوستن به این مجامع دعوت کنند.
۴٫ کتابداران در شناسایی کتابهای جذاب، مفید و متناسب با سن و نیازهای اعضای پویش های مردمی به هماهنگ کنندگان کمک کنند.
۵٫ کتابخانه ها تلاش کنند، خدمات خود را از طریق پویش های مردمی به مخاطبان آنها معرفی کنند.
۶٫ کتابخانه های عمومی، با گردآوری، سازماندهی و اشاعه مباحثات مطرح شده در پویشهای مردمی کتابخوانی ضمن ایجاد ارزش افزوده برای این حرکت ها، نقش اطلاع رسانی خود را ایفا کنند.
۷٫ کتابخانه ها نباید تلاش کنند که خود را به عنوان مالک و یا متولی قلمداد کنند. چنین حسی، موجب گسست ارتباط بین گروه های علاقه مند و کتابخانه خواهد شد.
۸٫ کتابخانه ها و مسولین کتابخانه های عمومی فضاهای مستقلی برای میزبانی از پویش های مردمی کتابخوانی در محل کتابخانه فراهم کنند.
مخلص کلام اینکه، شکل گیری، توسعه و نهادینه شدن فرهنگ خواندن (مثلا کتابخوانی) مستلزم مشارکت همه بازیگران دخیل در این عرصه است. پویشگران مردمی، یکی از مهمترین بازیگران تعیین کننده در عرصه خواندن به شمار می رود. بهره گیری کتابخانه های عمومی از پتانسیل پویش های مردمی، در نهایت موجب ارتقای جایگاه اجتماعی آنها و آزادسازی انرژی بی بدیل مردمی برای توسعه فردی و اجتماعی خواهد شد. آن شخص پویشگر مردمی، نسبت به وضعیت کتابخانه های عمومی نگاه مثبت توام با آسیب شناسی داشت و اظهار می کرد که «کتابخانه های عمومی رفته رفته به قرائتخانه کنکور تبدیل شده اند». هر چند صحبت ایشان ممکن است با وضعیت همه کتابخانه های عمومی تطابق نداشته باشد اما به عنوان یک ناظر بیرونی می تواند مبنای تامل بیشتر قرار بگیرد.

نحوه استناد به این صفحه:

حسن زاده، محمد (۱۳۹۸ آبان،‌ ۶). پویش‌های مردمی، راهی اثربخش برای ترویج کتابخوانی در ایران و بایسته‌های کتابخانه‌های عمومی [یادداشت وب سایت]. بازیابی شده از http://ipla.ir/?p=1900.

۱۳۹۸-۸-۶ ۰۹:۵۷:۵۰ +۰۳:۳۰آبان ۶ام, ۱۳۹۸|یادداشت‌ها|۴ Comments

۴ نظر

  1. رضا خدادوست آبان ۸, ۱۳۹۸ at ۸:۵۷ ق.ظ - Reply

    با سلام
    این حرفی که شما در اینجا نوشته اید در مورد اثربخشی به نظرم بهترین حرفتون بوده. و درست زدید به هدف. یعنی مشکل اصلی کتابخانه های عمومی به نظرم همین است.
    خوب خود مردم هم به این باور نرسیده اند که می توانند هر مشکلی داشته اند به کتابخانه رجوع کرده و از دانش انبار شده در آن بهره بگیرند.

  2. رضا خدادوست آبان ۸, ۱۳۹۸ at ۹:۱۲ ق.ظ - Reply

    یکی از دلایل نخوندن می تونه بحث (توهم دانش) و (اعتماد به نفس کاذب) مردم ایران باشد.
    بحث توهم دانش را من دیشب از شبکه سلامت دیدم. برنامه به زبان انگلیسی با زیرنویس فارسی بود.

    و یکی از دلایل مراجعه نکردن فرد به کتابخانه عمومی رو می توان عدم اعتماد فرد به کتابدار(کتابدار رو فاسد بدانند) و تمکن مالی داشتن فرد(هر کتابی رو بخواد می تونه بخره) دانست.

  3. رضا خدادوست آبان ۸, ۱۳۹۸ at ۹:۱۸ ق.ظ - Reply

    تو یکی از برنامه های تلویزیون دیدم که می خواستند دانشگاه اسلامی ایجاد کنند یعنی دختر و پسر رو جدا کنند اما بعضی ها نذاشتند. حال سوال اینجاست چرا تو مملکت اسلامی کتابخانه ها نباید اسلامی شود؟

  4. رضا خدادوست آبان ۸, ۱۳۹۸ at ۹:۲۱ ق.ظ - Reply

    یک از دلایل دیگر مراجعه نکردن فرد به کتابخانه می تواند تاکید بیش از حد مجموعه کتابخانه های عمومی بر چیزهای اسلامی باشد. که بعضی ها مذاق و ذایقه شان اینطور نیست که اسلام براشون تعیین و تکلیف کند. و دوست دارند مثل غربی ها، تجربه افراد براشون تعیین و تکلیف کند.

درج نظر