آینده کتابخانه‌های عمومی در ایران و نکاتی برای آینده نگاری کتابخانه‌های عمومی در ایران

//آینده کتابخانه‌های عمومی در ایران و نکاتی برای آینده نگاری کتابخانه‌های عمومی در ایران

آینده کتابخانه‌های عمومی در ایران و نکاتی برای آینده نگاری کتابخانه‌های عمومی در ایران

دکتر محمد حسن زاده
دانشیار دانشگاه تربیت مدرس و رئیس انجمن علمی ارتقای کتابخانه‌های عمومی ایران

 

سخن آغازین

همه موجودیت‌ها در جهان، از آغاز و پایانی برخوردار هستند. سازمان‌ها به عنوان سازواره‌هایی ساخت دست بشر، از این قاعده مستثنی نیستند. در ادبیات سازمانی به بازه زمانی زیست سازمان‌ها، چرخه عمر گفته می‌شود. چرخه عمر سازمان‌ها شامل چندین مرحله است که من آن‌ها را به شکل زیر درجه‌بندی می‌کنم:

شکل‌گیری سازمان، شرکت‌ها، مجامع در سطح سازمانی و ظهور و افول امپراتوری‌ها در سطح جهانی، شکل‌گیری و مرگ ستاره‌ها در سطح کیهان نشان می‌دهد که چرخه عمر تنها منحصر به سطوح پایین حیات نیست، بلکه امری محتوم تلقی می‌شود. در این میان، موجودیت‌هایی که بتوانند خود را بازتولیدکنند، از شانس بیشتری برای برگشت به چرخه برخوردار هستند. البته سازمان‌هایی هم هستند که در مراحل اولیه دچار اضمحلال می‌شوند. در این نوشته می‌خواهم مقداری در خصوص آینده کتابخانه‌های عمومی، به عنوان سازمان‌هایی اجتماعی بحث کنم و نکاتی را که باید در آینده‌نگاری این نوع از کتابخانه‌ها مورد توجه قرار گیرد، اشاره می‌کنم.

سناریوهایی برای کتابخانه‌های عمومی

کتابخانه‌های عمومی در کشورهای پیشرفته از سابقه دیرینه‌ای برخوردار هستند و نوع اداره آن‌ها نیز از کشوری به کشور دیگر با توجه به مقتضیات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره متفاوت است. اما یک مسأله در همه آن‌ها مشترک است، و آن هم نقش و مشارکت مردم در ایجاد، اداره و بهره‌برداری از کتابخانه‌های عمومی است. کتابخانه‌های عمومی به شکل امروزی در ایران از تاریخ پرفراز و نشیب اما پیشینه نسبتاً کوتاهی برخوردار است. انواع مختلف کتابخانه‌های عمومی مانند کتابخانه‌های وقفی، شخصی، مساجد، آستان‌های مبارکه، نهادی، شهرداری و غیره نشان می دهد که شاکله‌ی مدیریتی کتابخانه‌های عمومی در ایران متفاوت است.

اما با وجود تفاوت‌ها و مسیرهای طی شده کتابخانه‌های عمومی، آینده، آنها را رها نخواهد کرد و لازم است که تکلیف این نهادها به مرور مشخص شود. علم آینده‌پژوهی که با عبارت‌های مختلفی مانند آینده‌نگاری، آینده‌بینی، آینده‌خوانی و نظایر آن هم شناخته می‌شود، به دنبال فهم آینده و کمک به ساختن آن براساس مطلوبیت‌ها و ممکن‌هاست. امکان حدوث و مطلوبیت آن می‌تواند تعیین‌کننده‌ی سناریوی منتخب باشد. با این توصیف، برای آینده کتابخانه‌های عمومی حداقل سه سناریو قابل پیش‌بینی است:

۱٫ حذف تدریجی؛
۲٫ بقای خنثی؛
۳٫ بقای اثربخش.

هرکدام از سناریوهای مذکور در شرایطی به وقوع می‌پیوندند و برای وقوع هرکدام نیز، نشانه‌هایی در کتابخانه‌های عمومی آشکار می‌شود. میزان توجه مدیران به این شرایط و ویژگی‌ها می‌تواند، میزان مانایی چرخه عمر کتابخانه‌های عمومی را در کشور تعیین کند.

حذف تدریجی

سناریوی «حذف تدریجی» سناریویی است که با ظهور رقبا و عدم تحرک جدی در کتابخانه‌ها به وقوع می‌پیوندد. در این سناریو، کتابخانه‌های عمومی به تدریج جای خود را به سازمان‌ها و موجودیت‌های مشابه و قوی و محبوب‌تر می‌دهند. گام اول این سناریو، عدم استقبال مردم و از دست‌دادن مشروعیت اجتماعی است؛ در گام دوم، امکان تأمین مالی چنین مراکزی از سوی دولت‌ها و سازمان‌های حامی از بین می‌رود و در گام سوم، تعدیل نیرو، عدم جذب نیروی جدید و انتقال نیروها به سازمان‌های دیگر و در نهایت، واگذاری اماکن فیزیکی و حذف از منظومه اجتماعی رقم می‌خورد. در این سناریو، در بهترین حالت، تعدادی کتابخانه مشهور و مهم به عنوان نماد تاریخی و یادمان تلاش پیشینیان (منظور نسل ما) برای ارتقای علم و دانایی و غیره در کنار سایر آثار تاریخی باقی می‌مانند. این سناریو، هر چند مطلوب (به ویژه برای متخصصان علم اطلاعات و طرفداران فرهنگ) نیست اما احتمال وقوع بالایی دارد و شرط وقوع آن هم عدم تحرک در کتابخانه‌هاست.

بقای خنثی

بقای خنثی کتابخانه‌های عمومی، تفاوت زیادی با سناریوی اول ندارد. تنها تفاوت این است که برخی از ویژگی‌ها مانند پرستیژ دولت، ترس از شکل‌گیری احساس منفی در بین مردم (به ویژه قشرهای مرتبط با کتابخانه‌ها مانند متخصصان علم اطلاعات و غیره)، امکان مقایسه در سطح بین‌المللی، نیاز به سازمان‌های بی‌آزار برای تصویب بودجه بیشتر و غیره ممکن است ایجاب کند که کتابخانه‌های عمومی همچنان باقی بمانند ولی همزمان با از بین رفتن عوامل مذکور یا کم‌رنگ‌شدن آن‌ها، امکان گرایش سناریوی «بقای خنثی» به سناریوی «مرگ تدریجی» بیشتر می‌شود. بنابراین، بقای خنثی نیز (به ویژه برای متخصصان علم اطلاعات و طرفداران علم و فرهنگ) مطلوبیت ندارد؛ اما احتمال وقوع این سناریو هم بالاست.
با توجه به اهمیت این سناریو و اینکه برخلاف سناریوی قبلی ممکن است مقداری گول‌زننده باشد و فکر کنیم که همه چیز عالی پیش می‌رود و به یکباره همه چیز فرو بریزد، در خصوص این سناریو مقداری بیشتر صحبت می‌کنم. ویژگی‌هایی که حرکت به سمت این سناریو را نشان می دهد عبارتند از:

۱٫ فضاهای کاری و تعاملات بی‌نشاط؛
۲٫ وابستگی مفرط به ویژه در حوزه تأمین مالی؛
۳٫ تحت ترحم بودن سازمانی (اینکه پشتیبانی نه به واسطه احساس ضرورت بلکه از روی ترحم یا ارتباط باشد)؛
۴٫ اثربخشی پایین (نبود یا کمبود رضایت ذینفعان و فاصله با مأموریت و اهداف ذاتی کتابخانه‌های عمومی)؛
۵٫ کارکنان نامرفّه (اینکه در مقایسه با بخش‌های دیگر، کارکنان کتابخانه‌های عمومی از رفاه پایین‌تری برخوردار باشند).

بروز این نشانه‌ها در کتابخانه‌های عمومی، نشانه‌ای از گرایش آن‌ها به سوی سناریوی «بقای خنثی» و در نهایت، «حذف تدریجی» خواهد بود.

بقای اثربخش

بقای اثربخش کتابخانه‌های عمومی، بهترین حالت ممکن برای آینده آن‌هاست. این سناریو از مطلوبیت بسیار بالایی هم برای جامعه و هم برای متخصصان علم اطلاعات و علاقه‌مندان به توسعه علم و دانایی کشور است. یکی از اضلاع دستیابی به پیشرفت ایرانی–اسلامی نیز رشد نهادهای مردمیِ علم و دانایی است. کتابخانه‌های عمومی نقش مهمی در توسعه واقعی نظام دانایی در کشور خواهند داشت. برقراری عدالت در دستیابی به اطلاعات و بروز خلاقیت‌های دانایی‌محور نیز تا حدود زیادی به رشد نهادهای این چنین بستگی دارد.

ویژگی‌های نشان‌دهنده‌ی وقوع این سناریو عبارتند از:

۱٫ اثر اجتماعی کتابخانه‌های عمومی؛
۲٫ پذیرش مردمی کتابخانه‌های عمومی؛
۳٫ استقلال ساختاری کتابخانه‌های عمومی؛
۴٫ قدرت توزیع شده در مدیریت کتابخانه‌های عمومی؛
۵٫ نشاط سازمانی و احساس رضایت و تعلق خاطر کتابداران کتابخانه‌های عمومی؛
۶٫ شیوع نوآوری در بسته‌بندی و ارائه خدمات؛
۷٫ غنای محتوایی و توانمندی فناورانه کتابخانه‌های عمومی.

در صورت بروز این نشانه‌ها می توان نسبت به اثربخشی کتابخانه‌ها خوش‌بین بود؛ در غیر این صورت، مشکلات عدیده‌ای که ناشی از وقوع سناریوهای پیشین است، گریبان‌گیر کتابخانه‌های عمومی خواهد بود. در سناریوی «بقای اثربخش»، این کتابخانه نخواهد بود که از جامعه طلب پشتیبانی کند، جامعه با توجه به اثری که کتابخانه‌ها دارند و نیازی که مردم به آن‌ها دارند، از کتابخانه‌ها حمایت خواهند کرد.

بیشترین اهتمام مدیران کتابخانه‌های عمومی در سطوح مختلف باید این باشد که از نزدیک‌شدن کتابخانه‌های عمومی به سناریوهای «بقای »خنثی و «حذف تدریجی» و غلطیدن آن‌ها به سوی اضمحلال جلوگیری کرده و در مقابل، «بقای اثربخش» را رقم بزنند. برای اینکه چنین وضعیتی حاصل شود باید تغییراتی در حوزه‌های مختلف در کتابخانه‌های عمومی به وقوع بپیوندد که برخی از آن‌ها عبارتند از:

۱٫ نحوه اداره. در اداره کتابخانه‌های عمومی باید حداقل چهار اصل مورد توجه جدی باشد: چابکی، مردمی بودن، توانمندی و هوشمندی؛
۲٫ محتوا. محتوای کتابخانه‌های عمومی باید حداقل سه ویژگی عمده را داشته باشد: متناسب با خواست و نیاز مردم باشد، به لحاظ انواع منابع محتوایی و شکلی متنوع باشد، روزآمد باشد (روزآمدی به این معنا که با توجه به تغییر نیازها و خواست‌ها، از جدیدترین شیوه‎ها بهره بگیرد)؛
۳٫ خدمات. خدمات کتابخانه‌های عمومی باید هر چه بیشتر به سمت مشتری‌مداری، ارائه بی‌درنگ، سفارشی‌سازی و جذابیت حرکت کند؛
۴٫ تعامل. کتابخانه‌های عمومی باید هم در سطح فردی، تعامل خود را با کاربران خود بیشتر کنند، هم در سطح سازمانی با سازمان‌های مختلف به تعامل بپردازند تا به عنوان بخشی تأثیرگذار در منظومه‌ی علم، فرهنگ، آموزش و دانایی به رسمیت شناخته شوند؛
۵٫ راهبری. کتابخانه‌های عمومی نباید در انتظار روندها و تغییرات بنشینند، بلکه باید خود به روندسازی بپردازند.

سخن پایانی

در این نوشته قصد داشتم که در کنار سناریوهای آینده کتابخانه‌های عمومی، به ابر روندهای تأثیرگذار بر فعالیت کتابخانه‌های عمومی بپردازم، اما با توجه به طولانی‌شدن یادداشت، آن را به بحث دیگری موکول می‌کنم که در آینده نزدیک در میان خواهم گذاشت. در اینجا به عنوان نتیجه‌گیری لازم است، بیان شود که کتابخانه‌های عمومی نهادهایی خدمت‌محور هستند که با مأموریتِ کمک به شکل‌گیری و توسعه نظام دانایی در کشورها شکل گرفته‌اند. تا زمانی که این مأموریت از سوی این نهاد اجرایی می‌شود، جامعه نسبت به پشتیبانی از آن‌ها متعهد است. زمانی که دیگر، این مأموریت رنگ ببازد، توجیهی برای پشتیبانی از کتابخانه‌های عمومی وجود نخواهد داشت.

برای ساخت آینده کتابخانه‌های عمومی باید به این نکته جدی توجه داشته باشیم که آینده نمی‌آید، بلکه ساخته می‌شود. ساخت آینده نیازمند دانش فراگیر و مهم‌تر از همه بینش عمیق و نافذ برای فهم دقیق محیط عملیاتی کنونی و آتی کتابخانه‌ها و برداشت درست از ابر روندهایی است که در حال ساخت آینده موجودیت‌های اجتماعی هستند. حوزه علم و فرهنگ با توجه به کنش‌پذیری بالای خود بیشتر از سایر موجودیت‌های اجتماعی به تعمّق نیاز دارند. عدم توجه به آینده نهادهای علمی، فرهنگی–اجتماعی موجب خسران نه برای یک فرد که برای یک ملت خواهد بود. لذا آینده فردای کتابخانه‌های عمومی، اکنون به دست ما در حال رقم‌خوردن است، اینکه زمینه‌های بروز کدام سناریو را فراهم می‌آوریم، بسیار تعیین‌کننده است.

نحوه استناد به این صفحه:

حسن زاده، محمد (۱۳۹۸ آبان،‌۱۱). آینده کتابخانه‌های عمومی در ایران و نکاتی برای آینده نگاری کتابخانه‌های عمومی در ایران [یادداشت وب سایت]. بازیابی شده از http://ipla.ir/?p=1925 .

۱۳۹۸-۸-۱۱ ۱۱:۳۳:۵۹ +۰۳:۳۰آبان ۱۱ام, ۱۳۹۸|یادداشت‌ها|۶ Comments

۶ نظر

  1. رضا خدادوست آبان ۱۱, ۱۳۹۸ at ۱:۲۱ ب.ظ - Reply

    با سلام
    یه چیز در جملات شما برایم بولد شده بود این بود که شما گفتید حوزه علم و فرهنگ
    یعنی کتابخانه هم باید به حوزه علم بپردازد و هم حوزه فرهنگ. در حوزه فرهنگ هم حوزه خورده فرهنگ ها باید به نظرم بیشتر رویش کار شود.
    از اینکه می بینم باز حرف از اثر بخشی کتابخانه های عمومی کردید این نشان از دغدغه شما در این حوزه است و نظر من هم همین است.

  2. دکتر محمد حسن زاده آبان ۱۱, ۱۳۹۸ at ۶:۲۴ ب.ظ - Reply

    جناب خدادوست
    سلام
    بله کاملا حرف شما درست است، باید به خرده فرهنگ ها در کتابخانه های عمومی بیشتر توجه شود. و من با شما موافقم که اثربخشی کتابخانه ها بخش مهمی از دغدغه هاست. اگر اثربخشی نباشد، ناگزیر، از جایگاه کتابخانه ها در جامعه کاسته خواهد شد.

    • رضا خدادوست آبان ۱۴, ۱۳۹۸ at ۲:۱۸ ب.ظ - Reply

      با سلام
      به نظرم شما در زمینه دلایل اضمحلال کتابخانه گفتید اما در مورد اضمحلال فردی که تحصیلات کتابداری داره و دلایلش صحبت نکردید. هر چند سعی و تلاش می شود که روحیه کتابدارها با دوره های آموزشی ضمن خدمت بالا نگه دارند. ولی خوب. باید بیشتر اندیشید

      • رضا خدادوست آبان ۱۴, ۱۳۹۸ at ۲:۲۵ ب.ظ - Reply

        البته شنیدم بعضی ها هم که فرصت گیرشون اومده و توانایی دل کندن از خانواده و ریشه خودشون رو دارند به خارج از کشور رفته و در کتابخانه عمومی اونجا مشغول به کار شدند. خوب این ها باید بررسی شود.

        • رضا خدادوست آبان ۱۴, ۱۳۹۸ at ۲:۲۹ ب.ظ - Reply

          می گویند کسی که کار فرهنگی میکنه باید توجه اش به ریشه باشد حالا این ریشه می تواند ریشه و فرهنگ ملی باشد یا ریشه و فرهنگ جایی که در آن کتابخانه کار می کند. یا ریشه و فرهنگ محلی که در آن به دنیا آمده است

          • رضا خدادوست آبان ۱۴, ۱۳۹۸ at ۶:۰۶ ب.ظ

            جمله کسی که کار فرهنگی میکنه باید توجه اش به ریشه باشد در مصاحبه ای تلویزیونی که با آقای علی نصیریان بازیگر سینمای ایران شد از زبان ایشان شنیدم

درج نظر